در چنین روزی، دخملی زیبا، مهربان، عزییییییییییییییز دل، دوست داشتنی، با چشمانی سیاه، متولد شد.
حال، دخمل کوچولو بانویی 31 ساله شده و در کنار همسر مهربان و عزیزش، در کلبه ای که در آن عشق و مهربانی موج می زند، به خوبی و خوشی زندگی می کنند.
مادری دارد نمونه. دلسوز و فداکار.
به گمانم آقاجانش مردی متفاوت بوده...روحش شاد.
سمیرای نازنینم، گل خوش بو و خوش رو، بهترین ها را برایت آرزو می کنم. بهترین ها شاید از نظر من، آرامشی تمام نشدنی باشد. سلامتی باشد. لذت از داشته ها بردن و نداشته ها را فراموش کردن. قدر لحظه های با هم بودن را دانستن. عشق را با تمام وجود حس کردن. لمس خوبی ها و زیبایی ها در واقعیت، نه در سیاهی پلک های بسته ات.
آرزو می کنم همیشه و همیشه غرق در خوشبختی و آرامش باشی در کنار عزیزانت.
تولدت مبارک نازنینم.
دوستت دارم.

برچسب:
نویسنده: ابوالفضل کوشکی