ماهی سیاه کوچولو

متن مرتبط با «دیگری» در سایت ماهی سیاه کوچولو نوشته شده است

مزرعه رنگ و بوی دیگری داشت این بار!

  • نیلوبلاگ

    لحظه ای خنده از لبانم محو نشد!همه ی راه را دویدم.با نزدیک شدنم، قلبم تند تر شروع به تپیدن کرد. این بار باید زودتر می رسیدم و کاپ کیک های خودم پز را در آن ظرف گل داری که ننه برسومه تقدیمم کرد، میچیدم. باید فضای کلبه را آن طور که باید، می کردم. مترسک را خوشحال کرده و این بار آه و ناله نمی کردم و در گوشش دلتنگی و دوری را فریاد نمی زدم. ننه برسومه...همه ی راه را به این فکر کردم که به ننه برسومه چه بگ...

    ادامه مطلب